تنها وبلاگ رسمی دانلود و اطلاع رسانی رمان های مریم دغاغله

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

دانلود آهنگ جدید

ساعت مچی

|

جلوگیری از کپی کردن مطالب

پشتیبانی

پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

پنجشنبه 5 دی 1398-01:30 ب.ظ



از این به بعد شما به راحتی می تونید با من در وبلاگ به صورت آنلاین ارتباط داشته باشید و سوالات خودتونو در رابطه با رمان با من در میون بگذارید. حتی اگر آنلاین نباشم پیام های شما برام ایمیل میشه، البته زمانی که آنلاین باشم رو توی کانال اعلام میکنم. برای ارتباط کافیه به آدرس زیر برید و آیکونی که در پایین سمت چپ تصویر مشاهده می کنید رو انتخاب کنید.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 5 دی 1398 01:34 ب.ظ
پنجشنبه 23 آبان 1398-10:01 ب.ظ



((او خود مرگ است؛ به همان اندازه ای که غیر منتظره است، بی رحم نیز هست. مرگی که در پشت تو و جلوی تو قرار دارد. حقیقتی که همیشه بدان آگاه بودی و آن را قبول کرده ای؛ اما از رویارویی با آن به شدت در هراسی.
در اطراف تو به سبک بالی پروانه جریان دارد، در عین حال مانند گرگیست که اجازه ی رد شدن از کنارش را نداری.))
اگر قرار بود ببر سیاه را در یک بند جای دهم، مطمئنا چیزی جز جمله ی بالا نخواهد بود.
ممکن است خواننده در نگاه اول فکر کند منظور نویسنده از ببر سیاه یک موجود مؤنت می باشد؛ اما بر خلاف تصور عموم، لقب ببر به دلیل جنسیت به این شخصیت  داده نشده و خون آشام قدرتمند ما مذکر می باشد.
برخی از خوانندگان رمان سوال کرده اند که ما پلنگ سیاه داریم اما چیزی درباره ی ببر سیاه نشنیده ایم.
لقب ببر سیاه به دو دلیل به این شخصیت داده شده است:
  • لقب ببر سیاه به دلیل وجود گونه ی خاصی از ببر های عظیم الجثه سیاه رنگ ( ما درباره ی سرزمین نیاکان تاریکی صحبت می کنیم که نقشه ی فرضی آن توسط نویسنده در حال طراحی می باشد) در زادگاه اصلی خون آشام قدرتمند ما یعنی (Nightmare of Death) به معنی کابوس مرگ می باشد. این منطقه که در ناحیه شمال شرقی سرزمین نیاکان تاریکی قرار دارد، منطقه ای با جنگل های وسیع و کوهستانی با کمترین تعداد روز های آفتابی  در سال است و اغلب روز های سال هوا مه مانند است، تردد و عبور و مرور از این مکان برای همه ی افراد و به هر دلیلی ممنوع است؛ زیرا خون آشامی که در رمان به آن لقب ببر سیاه داده شده است، از نسل خاص و بسیار خطرناک خون آشام هاست که حتی با  نسل های دیگر خون آشام ها نیز روابط اجتماعی و دوستانه  ندارند. دلیل ترس و هراس همه ی افراد از سرزمین  کابوس مرگ، وجود این نسل از خون آشام ها و حیوانات درنده ناشناخته ایست که گمان می رود توسط این خون آشام ها کنترل می شوند. ویژگی های برجسته ی آنان در داشتن هوش بسیار بالا، قدرت و توانایی خاص و به مراتب بالاتر از بقیه موجودات، وحشی بودن، بی رحمی و بی احساس بودن، غیر قابل پیش بینی بودن، مهارت بی نظیر در استتار و علاقه و روش  خاص آن ها به کشتار می باشد. هر کسی به سادگی می تواند پا در سرزمین کابوس مرگ بگذارد؛ اما هرگز بازنخواهد گشت. خون آشام های این منطقه قرن هاست که از محدوده خود بیرون نیامده اند. موجودات اربابان تاریکی بر این باورند که آنها از بین رفته اند؛ اما هیچ گاه این نظریه را باور نکرده اند. بخش عمده ی قدرت ملکه ویکتوریا به دلیل وجود خون آشامی ملقب به ببر سیاه است که هیچ فرد زنده ای او را ندیده است، اما شواهد از جمله نوع کشتار خاصش، وجودش را به همه ثابت کرده است و او کابوسی است که حتی مرگ نیز از او می هراسد و مخالفان ملکه برای مجازات نزد او فرستاده می شوند. هیچ کس نمی داند ملکه چگونه کنترل ببر سیاه را در دست گرفته است.
کسی از اسم واقعی این شخصیت خبر ندارد؛ اما لقب ببر سیاه به دلیل شباهت رفتاری او به ببر های منطقه کابوس مرگ داده شده است، رفتار های شناخته شده خون آشام رمان ملقب به ببر سیاه:
  • او علاقه ی خاصی به کمین کردن برای شکار طعمه های بزرگتر دارد.
  • تمایل او به شکار موجودات فراطبیعی خیلی بیشتر از انسان هاست. 
  • رحم و شفقت ندارد، اما تعریف جوانمردی در بین خون آشام های کابوس مرگ با جاهای دیگر بسیار متفاوت است و اوج جوانمردی آنان در این است که از پشت به طعمه های خود حمله می کنند. (چون به نظر می رسد ندیدن این خون آشام ها نوعی جوانمردی برای طعمه تلقی می شود) از آن جا که کسی ببر سیاه و این نسل از خون آشام ها را ندیده دلیل این رفتار را نمی توان به شکل یا ظاهرشان نسبت داد.
  • حمله عمده ی آن ها به صورت تکه تکه کردن بدن قربانی یا گاز گرفتن گردن طعمه از پشت است. اگر ببر سیاه کسی را گاز می گرفت، از شکل دندان ها و سیاه شدن محل گاز( به نظر می رسد ببر سیاه دارای سم خاص و دردناک و کشنده می باشد.) قابل تشخیص است؛ اما اگر گازی صورت نمی گرفت از فرم چنگ ها شناخته می شد.
کپی برداری از این اسپویل بدون اجازه نویسنده ممنوع است.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 23 آبان 1398 11:56 ب.ظ
دوشنبه 25 شهریور 1398-11:37 ب.ظ





رمان قصر متروکه خون آشام ( جلد سوم) آنلاین
 نویسنده: مریم دغاغله
خلاصه:
وقتی ادیا برای یافتن والدین و حافظه ی دستکاری شده اش، مجبور می شود به دنیای اربابان تاریکی پا بگذارد،هیچ گاه فکرش را هم نمی کرد که دشمنان قدرتمندی بی صبرانه منتظرش باشند؛
اما این بزرگترین ترسش نیست،او باید برای پس گرفتن حافظه اش، دنبال ببر سیاه که قوی ترین، بی رحم ترین و ترسناک ترین خون آشام دنیای تاریکی است برود درست در زمانی که هیچ کس حاضر نیست حتی نام او را بر زبان بیاورد...
تعداد صفحات: نامعلوم (آنلاین)
توجه: جلد سوم در کانال رسمی نویسنده نوشته خواهد شد و به احتمال 90% در اینترنت به دلیل تصمیم بر چاپ منتشر نخواهد شد؛ بنابراین علاقه مندان می توانند در کانال تلگرام عضو شوند.
هر گونه کپی برداری از جلد سوم و نشر آن در کانال ها و سایت ها غیر قانونی است و در صورت مشاهده با خاطی برخورد خواهد شد!
جهت عضویت در کانال، روی این متن کلیک کنید.
اگر با لینک بالا عضو نشدید، عبارت زیر را در تلگرام خود سرچ نمایید:
dokhmalablog@







نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 13 مهر 1398 09:02 ق.ظ
سه شنبه 5 شهریور 1398-03:49 ب.ظ



معرفی کتاب مجموعه انتخاب از کایرا کاس
سلام سلام، امروز همراهتون هستم با اولین معرفی کتاب
کتاب انتخاب کتاب اول یک مجموعه 6 جلدی به نام انتخاب است.کتاب انتخاب توانسته است امتیاز ۴.١۵ را از ۵ در سایت گودریدز goodreads کسب کند.
این کتاب در گروه ادبیات گمانه‌زن دسته بندی می شود.
خلاصه کتاب انتخاب
رقابت انتخاب، برای سی و پنج دختر شانس به‌دست آوردن یک عمر زندگی است. فرصت فرار از زندگی‌ای که از زمان تولد برایشان تعیین شده است. مهلتی که بتوانند در دنیای لباس‌های پر زرق‌و‌برق و جواهرات گران‌قیمت غرق شوند. در قصر زندگی کنند و برای به دست آوردن قلب شاهزاده مکسونِ جذاب رقابت کنند.ولی انتخاب شدن برای اَمِریکا سینگر یک کابوس است و باید به عشقش برای اَسپن، پسری که یک درجه‌ی اجتماعی از او پایین‌تر است، پشت کند. خانه‌اش را به منظور شرکت در رقابتی تنگاتنگ برای به دست آوردن تاجی که نمی‌خواهد، ترک می‌کند و در قصری ساکن می‌شود که شورشی‌های وحشی پیوسته به آن حمله می‌کنند.سپس امریکا، شاهزاده مکسون را ملاقات می‌کند. به تدریج درمورد تمام رؤیاهایی که برای آینده‌اش داشته، مردد می‌شود و به این نتیجه می‌رسد زندگی‌ای که همیشه در ذهنش تجسم می‌کرده، به هیچ وجه با آینده‌ای که هرگز تصورش را هم نمی‌کرده، قابل قیاس نیست.
نقد و بررسی کتاب و توضیح از نظر خودم:
این مجموعه در ابتدا 5 جلد بود که جلد 6 هم ظاهرا به لیست مجموعه اضافه شده که به ترتیب: انتخاب، برگزیده،شاهدخت، وارث، تاج و سال های سال به خوبی و خوشی هست. این مجموعه شاید برای طرفدارای قصه های والت دیزنی جذابیت داشته باشه. وقتی کتاب رو می خونید اوایل شاید بتونید با حدسیات جلو برید، اما این موضوع زیاد طول نمی کشه و این رمان دچار فراز و نشیب می شه؛ اما در کل شاید بتونید پایان این رمانو حدس بزنید.این کتاب برای سرگرمی خوبه و من تا زمانی که درباره ی شاهزاده مکسون و امریکا بود دوستش داشتم اما برای من اون درگیری فکری و شوق و اشتیاق رو که باعث بشه برای ادامه ش لحظه شماری کنم رو ایجاد نکرد، البته این نظر خودمه و ممکنه برای بقیه جذاب باشه.این مجموعه هم از انتشارات بهداد(باژ) و هم آذرباد چاپ شده.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/598/1791151/Mary1.jpg



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 15 شهریور 1398 06:58 ب.ظ
شنبه 15 تیر 1398-08:22 ب.ظ



سلام خدمت خوانندگان عزیز؛ از این پس مطالبی از سایت های مختلف به منظور آشنا کردن شما با نویسندگان و شخصیت های برجسته گذاشته خواهد شد.
قبل از خواندن این مطلب همیشه قانون ده هزار بار را به یاد داشته باشید، یعنی هر کاری را که در آن ضعیف هستید یا میخواهید انجام دهید را باید ده هزار بار تکرار کنید که در آن استاد شوید و به موفقیت برسید.
ارادتمند شما،مریم دغاغله

در این مطلب می‌خواهم داستان زندگی یکی از زنان پرآوازه را برایتان بازگو کنم…
(خانم‌های عزیز لطفاً این نوشته را با دقت بیشتری بخوانید)

  • فکر می‌کنید در زندگی شکست‌خورده‌اید؟
  • احساس می‌کنید همسرتان قدر شما را نمی‌داند؟
  • از لحاظ مالی در فشار هستید؟

اگر در نقطه بحرانی زندگی‌تان گیر افتاده‌اید، تا انتهای این نوشته با ما همراه باشید.

جی کی رولینگ
و آرزویی که به واقعیت نپیوست !

«جوآن رولینگ» در جولای سال 1965 به دنیا آمد.
پدرش مهندس و مادرش تکنسین بود. خانواده او وضع مالی خوبی داشتند. جوآن از سنین کودکی کتاب خواندن را شروع کرد. محبوب‌ترین کتابی که در کودکی خواند، کتاب «اسب سفید کوچولو» نوشته «الیزابت گوج» بوده است.

البته کتاب‌های «منکس موشه» نوشته «پل گالیکو» و  «گریمبل» از «کلمنت فروید» را نیز خوانده است؛ جوآن این سه کتاب را بسیار دوست داشت. از کودکی دوست داشت نویسنده شود… گه گاهی می‌نوشت و با این کار احساساتش را بروز می‌داد.

در 6 سالگی داستانی به نام «خرگوشی به نام خرگوش» نوشت. خرگوشی به نام خرگوش، اولین تجربه داستان‌نویسی جوآن بود. محبوب‌ترین درس مدرسه برای جوآن، ادبیات انگلیسی بود.

معلم خصوصی او اعتقاد داشت که جوآن چندان از بقیه هم‌سن‌وسال‌هایش متمایز نیست؛ اما دختری باهوش و پرانگیزه است.

جوآن در امتحان ورودی آکسفورد شرکت کرد ولی پذیرفته نشد.
بعدازآن، تصمیم گرفت در رشته ادبیات فرانسه در دانشگاه اکستر انگلستان مشغول به تحصیل شود.

بعدازاینکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد در سال 1990، در سازمان عفو بین‌الملل به‌عنوان مترجم و منشی مشغول به کار شد. دو سال بعد با یک روزنامه‌نگار پرتغالی آشنا شد. نام او «ژورگه آرانتس» بود. جوآن با آرزو و امید دل به این مرد داده بود. هردوی آن‌ها به سبک نویسندگی «جین آستین» علاقه داشتند.

کمی بعد از آشنایی، با هم ازدواج کردند.
خیلی زود دختر کوچک آن‌ها به دنیا آمد. نام دخترشان را جسیکا گذاشتند. پس از ازدواج، جوآن فهمید ژورگه مرد رؤیاهای او نبوده است. شوهرش با او بدرفتاری می‌کرد. خشونت همسرش باعث کلافگی و عصبی شدن این خانم زیبا شده بود.

در سال‌های 1992 و 1993 زندگی برایش جهنم شده بود.
ازدواجی که بسیار شیرین به نظر می‌رسید، برای جوآن تلخ و مشقت زا بود. بدرفتاری‌های شوهرش او را به جنون کشانده بود. بالاخره تصمیم گرفت از ژورگه جدا شود و در سال 1993 این کار را انجام داد.

حالا جوآن، زنی جوان اما فقیر، افسرده و شکست‌خورده بود.
طلاق گرفتن باعث شده بود احساس سرشکستگی کند. به‌علاوه، شغلش را نیز از دست داده بود.

مدتی پس‌ازاین جدایی او به همراه دخترش کوچکش به ادینبرو اسکاتلند مهاجرت کرد.
تنهایی و سختی‌های زندگی جوآن، او را زنی افسرده و ناراحت کرده بود. به‌قدری تحت‌فشار بود که چندین بار دست به خودکشی زد؛ اما هر بار خودکشی‌هایش ناموفق بود.

وضعیت روحی او بسیار وخیم بود؛ به همین دلیل مدتی در درمانگاه افسردگی بستری بود. شغلی نداشت و با مستمری ناچیز دولت زندگی‌اش را می‌گذراند. جوآن تصمیم گرفت روی نوشتن تمرکز کند تا از بیکاری کلافه نشود.

روزی خواست برای دخترش، جسیکا نان بخرد. آخرین پِنی داخل جیبش را خرج کرد و در راه خانه به این می‌اندیشید که فردا باید چگونه زندگی را بگذراند؟

قطار رویاها که
زندگی جی کی رولینگ را متحول میکند

زندگی جوآن، در قطار منچستر به لندن متحول شد.
حدود 4 ساعت قطار تأخیر داشت. در این شرایط اغلب افراد کلافه می‌شوند و بدوبیراه می‌گویند.

اما برای این خانم قضیه فرق داشت… ایده‌ای به ذهنش رسید. خلاقیت جوآن شکوفا شد. در تمام این 4 ساعت ایده‌اش را پرورش داد. وقتی به خانه رسید، به‌جای اینکه مستقیماً به سمت رختخواب برود، پشت میزش نشست و ایده‌اش را روی کاغذ ریخت.

گویی به او الهام شده بود…
تند تند می‌نوشت. روی کاغذ پسرکی عینکی و لاغر با توانایی جادوگری خلق کرد.
فکر می‌کنید این خانم که داستان زندگی‌اش را خواندید که بود؟ او نویسنده کتاب‌های پرفروش «هری پاتر» است. از آن شب، جوآن نوشتن کتابش را شروع کرد. با ماهیانه‌ای اندک، زندگی او و دخترش می‌گذشت.

او و دخترش به‌شدت فقیر بودند؛ اما جوآن مصمم شده بود که تا قبل از موفقیت، پا پس نکشد.
در زمستان خانه جوآن وسایل گرمایشی نداشت. به همین دلیل روزها مجبور بود با دخترش به کافه‌های سطح شهر برود. جوآن، جسیکا را می‌خواباند و بعد در گرمای مطبوع کافه و پشت میزهای آن، نوشتن را شروع می‌کرد.

حدود یک سال گذشت تا کتابش را بنویسد. بعدازاینکه کتابش را تمام کرد آن را برای انتشارات مختلف فرستاد تا آن را چاپ کنند. 12 ناشر با چاپ کردن کتاب او مخالفت کردند.

رولینگ ناامید نشد و باز هم نوشته خود را برای ناشران دیگر می‌فرستاد. ماه‌ها بعد، انتشاراتی به نام «بلومزبری» پذیرفت که کتاب رولینگ را منتشر کند. اولین کتاب رولینگ به نام «هری پاتر و سنگ جادو» در ژوئن 1997 در ویترین کتاب‌فروشی‌ها قرار گرفت.

جوآن اولین کتابش را با نام «جوآن رولینگ» امضا می‌کرد؛
اما « بری کانینگهام»، صاحب انتشارات بلومزبری، از او خواست که با نامی مستعار کتابش را امضا کند؛ زیرا در آن زمان قشر جوان از کتاب‌هایی که نویسندشان خانم بودند، استقبال نمی‌کردند.

به‌این‌ترتیب، نام «جی.کی.رولینگ» روی کتاب هری پاتر ثبت شد و این نام روی جوآن ماند. نخستین جلد از مجموعه هری پاتر 120 میلیون نسخه در سطح جهان فروخت.

بعد از فروش فوق العاده هری پاتر و سنگ جادو، رولینگ تصمیم گرفت ادامه این داستان هیجان‌انگیز را بنویسد.

به همین دلیل یک سال بعد «هری پاتر و تالار اسرار» نوشته شد.
نوشته‌های رولینگ به‌سرعت به فروش می‌رفت. رولینگ که از این استقبال شگفت‌زده شده بود دیگر کتاب‌های هری پاتر را نوشت. سلسله کتاب‌های رولینگ بعد از هری پاتر و تالار اسرار عبارت‌اند از:

  • هری پاتر و زندانی آزکابان
  • هری پاتر و جام آتش
  • هری پاتر و محفل ققنوس
  • هری پاتر و شاهزاده دورگه
  • هری پاتر و یادگاران مرگ

تمام سال‌های قرن بیست و یکم برای رولینگ، پر از موفقیت بودند.
کتاب‌های او پشت سر هم به فروش می‌رفت و در جشنواره‌های مختلف جوایز متعددی به او اعطا می‌شد.

مجموعه کتاب‌های هری پاتر جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ قرار گرفتند و چند سری از فیلم‌های هری پاتر نیز ساخته شد. فیلم‌های هری پاتر نیز به‌اندازه کتاب‌هایش پرطرفدار بود. کتاب‌های هری پاتر به 70 زبان زنده دنیا ترجمه شده است، به همین دلیل در هر کشوری می‌توانید این کتاب را در کتابخانه نوجوانان پیدا کنید.

علاوه بر سری هری پاتر، این نویسنده با قلم گیرایش چندین داستان بلند و کوتاه دیگر نیز نوشته است که همه آن‌ها جزو محبوب‌ترین کتاب‌ها قرارگرفته‌اند.

یادتان می‌آید گفتم که روزی جی کی رولینگ آخرین سکه داخل جیبش را برای خرید نان خرج کرد و با نگرانی به خانه برگشت؟ این روزها اوضاعش کاملاً تغییر کرده است. او اکنون یکی از ثروتمندترین زنان دنیا است. خودش گفته که به‌قدری ثروت دارد که دیگر نگران آینده دخترش نیست و می‌تواند تا آخر عمر در آسایش زندگی کند.

 

چرا رولینگ موفق شد؟

در انتها می‌خواهم راز موفقیت رولینگ را به شما بگویم :

  • نترسیدن و ادامه دادن به همراه پیروی از الهامات قلبی رمز موفقیت رولینگ بود.

اگر رولینگ ایده‌ای که در قطار به ذهنش رسیده بود را نادیده می‌گرفت، اگر باوجود فقر و نداری کار نوشتن را رها می‌کرد، اگر برای فراموش کردن علائقش بهانه می‌تراشید، امروز به این جایگاه نمی‌رسید.

  • حالا که داستان زندگی جی کی رولینگ را خواندید به ما بگویید شما چه آرزویی دارید؟
  • قلبتان چه می‌گوید؟
  • به حرف قلبتان گوش می‌دهید یا نادیده‌اش می‌گیرید؟

پاسخ این سوالات آینده شما را میسازد…

منبع: سایت سوخت جت




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 15 تیر 1398 08:34 ب.ظ
جمعه 14 تیر 1398-11:00 ب.ظ



بلاخره اپلیکیشن مجموعه جلد های قصر متروکه خون آشام ساخته شد، از این پس شما علاوه بر خواندن راحت رمان ها،امکان دسترسی به وبلاگ را بدون ورود به مرورگر و از طریق برنامه خواهید داشت. برای دانلود به لینک زیر مراجعه کنید.
در صورت بروز مشکل به اینستاگرام نویسنده مراجعه و یا زیر این پست کامنت بگذارید.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 13 مهر 1398 09:02 ق.ظ
یکشنبه 4 فروردین 1398-08:43 ب.ظ



بیوگرافی نویسنده ی رمان قصر متروکه ی خون آشام

مریم دغاغله ، نوجوانی اهل جنوب ایران است و در یکی از آخرین روزهای پاییز سال ۱۳۸۱ ، در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود .در کودکی بسیار خیالپرداز بوده و تخیلاتش را به شکل داستان تعریف میکرد و خاله اش که مشوق اصلی او در داستانسرایی بود ، این داستانهای تخیلی را روی کاغذ میاورد . وی از ۸ سالگی شروع به نوشتن داستان کوتاه کرد . سال ۱۳۹۴ ، زمانی که وارد نوجوانی شده بود، با تشویق یکی از دوستانش ، برای پیشرفت در نویسندگی ، عضو انجمن " کافه تک رمان " شد . در سایه ی راهنمایی ها و آموزشهایی که در این انجمن کسب کرد ، شروع به نوشتن رمان بلند خود به نام " قصر متروکه ی خون آشام " نمود و یکسال بعد ، یعنی در سال ۱۳۹۵ ، جلد اول آن و سال ۱۳۹۶ جلد دوم آن را منتشر کرد ؛ جلد سوم آن نیز درحال نگارش است . وی که هم اکنون دانش آموز سال اول تجربی است و سودای جراح شدن را در سر دارد ، قصد دارد در کنار ادامه ی تحصیل ، نویسندگی را نیز ادامه دهد و در موضوعات دیگری همچون عاشقانه و اجتماعی نیز ، مهارت خود را به چالش بکشد . مریم دغاغله معتقد است : " قبل از تلاش برای رسیدن به خواسته ها و علایقم ، تلاش میکنم انسان خوبی برای جامعه ام باشم . "

تهیه شده توسط پرشنگ بوک

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/598/1791151/IMG_ep4xrr.jpg




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 13 مهر 1398 09:01 ق.ظ
پنجشنبه 28 دی 1396-04:29 ب.ظ




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 13 مهر 1398 09:01 ق.ظ
سه شنبه 31 مرداد 1396-08:36 ب.ظ




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 13 مهر 1398 09:01 ق.ظ
سه شنبه 31 مرداد 1396-08:07 ب.ظ




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 13 مهر 1398 09:00 ق.ظ
چهارشنبه 13 مرداد 1395-10:38 ب.ظ



دریک روز برفی سرنوشت برایت یک زمان سنج میشود. تو فقط یک زمان معین داری..تا همه چیز را عوض کنی و کسی را که دوست داری از آن خود کنی یا برای همیشه از دستش بدهی.هنگامی که سرنوشت نقش خود را ایفاکنددیگر چیزی به نام فرصت وجودنخواهد داشت. او دیگر وجود نخواهد داشت و مڹ در یک وجود یخ زده،ساکت و خاموش جمع خواهم شد... مریم دغاغله


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 28 بهمن 1394-11:03 ب.ظ



دختر یعنی رحمتی برای خانواده،شادی و زینت خانواده و وارث فرهنگ خانواده،دختر مسئولیت بیشتری نسبت به پسر دارد،زیرا دیگران بیشتر به رفتار و اخلاق دختر های خانواده دقیق میشوند وبراساس آن رفتار،نوع تربیت والدین را تشخیص میدهند،علاوه برآن دختر آبروی هر خانواده محسوب میشود‌به همین دلیل مسئولیت او سنگین تر است. یک دختر مسلمان،باید صفات شایسته ای را در بر داشته باشد،اخلاق و رفتار نیکو،ایمان،مهربانی و عطوفت،تواضع واحساس همدردی،حجاب و عفاف و حجب و حیا و ده ها ویژگی دیگر....داشتن این همه مسئولیت ننگ نیست بلکه نشانه ی افتخار و سربلندی است،خداوند متعال برای بهترین بنده اش،بهترین هدیه را فرستاد،فرزندی دختر که سرور زنان اولین و آخرین و برترین بانوی جهان است‌،این افتخاری برای کل جهان است،چه این دنیا و چه در آخرت،به همین دلیل ما بایدالگوی بهترین بانو را پیش گیریم تا دختری متناسب با ارزشهای خود باشیم...


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1 اسفند 1394 10:32 ب.ظ






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic